• شنبه ۵ خرداد ماه، ۱۳۹۷ - ۰۹:۰۲
  • دسته بندی : اجتماعی
  • کد خبر : 973-1714-5
  • خبرنگار : 101
  • منبع خبر : ----

/یادداشت/

زخمِ خشکسالی...

شاید حرف از خشکسالی، درد روستائیان و زندگی در اوج فقر تنها برای عده‌ای بیان قصه‌ای باشد که واقعیت را در هیچ کجای ذهنشان جای ندهند، اما باید از نزدیک رنج زن روستایی که ماه‌هاست برای یک لیوان آب سالم برای فرزندانش حسرت دارد را از نزدیک دید.

به گزارش ایسنا منطقه خراسان جنوبی، صدای روستاییان را اینروزها از هر تریبونی و در صفحات فضای مجازی به هر شکلی میبینم، «آب نداریم»، «تهدید جان مردم به دلیل بیماری پوستی»، «زندگی در مرز تعطیلی»،«روایت فقر و خشکسالی» و...

حرف از تهدید خالی شدن روستاها و خالی از سکنه شدن بارها زده شد، آمار آبرسانی به روستاها بارها ذکر شد، اما برای تسکین درد روستائیانی که هنوز در ترس ریزش سقف خانه‌های چوبی زندگی می‌کنند چه شده است؟

در گوشه‌ گوشه خراسان‌جنوبی هنوز هم روستاهایی وجود دارد که ساکنان آن از کمترین امکانات زندگی بی‌بهره‌اند و یک‌صدا فقر، خشکسالی، بی‌آبی و محرومیت را فریاد می‌زنند.

وارد روستاها که میشوی هنوز لبخند بر لب کودکانش وجود دارد، هنوز میهمان‌نوازی را به درستی به جای می‌آورند با اینکه تمام زندگیشان را ازدست داده‌اند.

از دام‌هایی که براثر خشکسالی و کمبود آب تلف شده‌اند تا خانه‌هایی که اسمشان خانه نیست جز تیکه‌هایی از چوب و سنگ و شاید تنها درآمدشان هم شامل یارانه پرداختی دولت است و مستمری ناچیزی که کمیته امداد پرداخت می‌کند.

اینجا همه رنگ‌ها مایل به خاکستری و قهوه‌ای است، و خشکسالی همان فضای سبزی که اندکی از غم این رنگ های تیره کم می‌کرد را ازبین برده است.

خانه‌های بی‌نظم کنار هم و مردمی که مجبور به زندگی در این روستا هستند. خانه‌های گلی که با چوب و تکه‌های سنگ و آهن قراضه سرپناهی شده برای کودکانی که آینده‌ای مبهم اما آرزوهایی شیرین دارند.

و اینروزها با وجود خشکسالی 20 ساله، بارندگی‌های غیرمنتظره و سیل‌آسای بهاری جای اینکه مرحمی باشد بر درد روستائیان اما بلای جانشان شد و زندگی نداشته را با همین اندک امکانات به زیر آب برد.

و باید پرسید بعد از جریان این سیلاب‌های پیش بینی نشده یا دیدن مشکلات مردم چه کرده‌ایم؟ زمین‌های کشاورزی که نابود شد، دام‌هایی که تلف شدند و وضعیت بهداشتی که تعریفی ندارد و مردم همچنان چشم انتظار همت مسئولانی هستند که صدای آنان را از هر رسانه‌ای دیده و شنیده اند.

 اینجا   با تمام وجود صحنه‌هایی عمیق از فقر و محرومیت را می‌توان دید و   باید گفت تا دیر نشده مردم این دیار را دریابید.

روستاهایی که آب شرب آن شور است و برای تأمین آب مصرفی اهالی، تانکر آب شیرین گذاشته‌اند که هزینه‌ای سنگین دارد یا همان آب کیفیت مناسبی ندارد.

بهداشت در اینگونه روستاها زیر صفر است، آموزش تعریفی ندارد و امکات اولیه زندگی بسیار سخت فراهم می‌شود و کودکانی که از بیماری‌های پوستی رنج می‌برند و دچار سوءتغذیه شده‌اند.

ای کاش بیان رنج‌ها و دردهای مردم تنها به گرفتن چند عکس و قول‌های عملی نشده مسئولان خلاصه نشود، این تنها یک قصه نیست، بلکه غصه پر دردی است که مرهم می‌خواهد.

یادداشت از سپیده قلندری اسفدن


انتهای پیام

ارسال خبر به دوستان

* گیرنده(ها):

آدرس ایمیل ها را با علامت کاما از هم جدا نمایید. (حداکثر 3 آدرس پست الکترونیکی گیرنده را وارد نمایید)
متن ارسال:

ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
آدرس سایت شما:
* آدرس پست الکترونیکی:
* متن:
* کد مقابل را وارد نمایید: